çengi - چنگی

The entry is a dictionary list for the word çengi - چنگی
چنگی Arapça ve farsça anlamları
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ چَ ] (ص نسبی) چنگ نواز.
چنگ زن. (غیاث اللغات) (آنندراج). نوازندهٔ
چنگ. (ناظم الاطباء). مطربی که ساز چنگ
زند:
کنون مغنی چنگی کشیده بینی صف
چو خواجگان معطل بکنج مسجدها.
سپاهانی (از شرفنامهٔ منیری).
یک دست تو با زلف ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ چَ ] (اِخ) نگهبان یکی از قلاع
کشمیر به عهد غزنویان و چنگی خداوند قلعه
او را از بند بگشاده بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب
ص ۱۴۴). و چنگی با وی بیاید. (تاریخ بیهقی
چ ادیب ص ۵۹). ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) دهی است از دهستان بهنام
پازکی بخش ورامین شهرستان تهران. در ۲۴
هزارگزی خاور ورامین کنار راه شوسهٔ
پارچین به تهران واقع است. در دامنه واقع
است و معتدل. دارای ۲۵۰ تن سکنه میباشد.
از رود جاجرود مشروب میشود. محصولش
غلات ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(چَ)(ص نسب .)1 - چنگ زدن .2 - مطرب ، خنیاگر.
çengi - چنگی other entries