garga - غرقی

The entry is a dictionary list for the word garga - غرقی
غرقی Arapça ve farsça anlamları
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ غَ قا ] (ع ص، اِ) جِ غریق. (منتهی
الارب) (اقرب الموارد). رجوع به غریق شود:
ارث غرقی و مهدوم علیهم؛ غرق شدگان و
مهدوم علیهم از همدیگر ارث میبرند در
صورتی که ایشان یا یکی از ایشان مالی داشته ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ غَ ] (اِ) زحمتی که در نگاهداری
خرمن از آفت سیل متحمل میشوند. (ناظم
الاطباء). || به معنی دخول به اصطلاح
لوطیان است، یکی از آن جماعت گوید:
نگاهی میتوان کردن که از غرقی بتر باشد.
(آنندراج).
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ غَ ] (ص نسبی) منسوب است به
غرق که قریه ای است در سه فرسخی مرو. (از
انساب سمعانی).
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ غَ ] (اِخ) مولانا. از جملهٔ شعرای
سلطان یعقوب خان (معاصر امیر علیشیر
نوائی) است و در بحر نظم غرق است، و
فضلی غیر از این ندارد، و این مطلع از اوست:
هرگه که پیرهن به بر آن گل بدن گرفت ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(غَ) (اِ.) 1 - زحمتی که در نگاهداری خرمن از آفت سیل متحمل شوند. 2 - در اصطلاح
لوطیان : دخول .
garga - غرقی other entries

Arama Ekranı

Site içersinde arama yap.