طحاوی

The entry is a dictionary list for the word طحاوی
طحاوی Arapça ve farsça anlamları
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ طَ وی ی ] (ع ص نسبی)
منسوب به قریهٔ طحاوهٔ مصر. یا منسوب به
طحاء یکی از چهار موضعی که در مصر بدین
نام معروف میباشند. (منتهی الارب) (انساب
سمعانی).
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ طَ ] (اِخ) نظامی عروضی در
چهارمقاله در ضمن مقالهٔ دوم که بقای نام
پادشاهان و بزرگان عصر را وابستهٔ به نظم
رائع و شعر شائع شعرا دانسته، طحاوی نامی را
در ردیف شعرای آل سامان، مانند رودکی و
هم طبقگان ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ طَ ] (اِخ) ابوجعفر احمدبن
محمدبن سلمةبن سلامةبن عبدالملک
الازدی الطحاوی. وی از قریهٔ طحا که یکی از
قرای مصر است میباشد. ولادت او بسال ۲۲۹
هـ . ق. و وفات وی در سال ۳۲۱ هـ . ق. بوده،
خواهرزادهٔ مزنی ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ طَ ] (اِخ) احمد عبدالرحیم.
ولادت وی به سال ۱۲۳۳ هـ . ق. و وفات او
بسال ۱۳۰۲. هـ . ق. او راست: نهایةالمقصد و
التوسل لفهم قولة الدور و التسلسل. و آن
شرحی است در مبحث دور و تسلسل از
حاشیهٔ ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ طَ ] (اِخ) محمدبن حسن. او
راست: شرح بر کتاب الآثار. (کشف الظنون).
طحاوی other entries

Arama Ekranı

Site içersinde arama yap.