yari - یاری

The entry is a dictionary list for the word yari - یاری
یاری Arapça ve farsça anlamları
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(حامص) اعانت. کمک. دستگیری.
پایمردی. دستمردی. دستیاری. پشتی.
یارمندی. پشتیبانی. نصرت. مساعدت. عون.
معاضدت. معاونت. مظاهرت. معونت. مدد.
امداد. نصر. تأیید. تعوین. عضد. یارگی.
یاوری. صاحب آنندراج بی اتکاء به دلیلی و
شاهدی تفاوتهایی میان یاری و یارگی و
یاوری قائل شده است و گوید: یاری ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) از شعرای معاصر میرعلی شیر
نوائی و از آن گروه است که امیرعلی شیر به
صحبت آنان رسیده است. در مجالس
النفائس آمده است:... استرابادی است و
قصیدهٔ او نیکوست و بسی خوش طبع و
خوش خلق است و خیالات غریبه ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) (حافظ یاری) از شعرائی است
که در اوائل روزگار میرعلی شیر نوائی
بوده اند در مجالس النفائس آمده است: حافظ
یاری یاری شیرین گفتار شیرین کردار بوده و
در علم قرائت بی نظیر و اکثر اوقات به تلاوت
قرآن مشغولی ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) (ملایاری) در مجلس ششم
مجالس النفائس موسوم به لطائف نامه که در
آن لطائف فضلا و ظرفای ممالک غیر
خراسان یاد شده و در زمان میرعلیشیرنوائی
میزیسته اند آمده: ملایاری از شیراز است، و
در محلی که از آنجا به خراسان ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) در مجالس النفائس (لطائف نامه)
ذیل مجلس دوم که دربارهٔ شعرائیست که
میرعلیشیر در زمان کودکی با شباب
بملازمت ایشان رسیده و در تاریخ شروع به
تألیف کتاب مجالس النفایس (۸۹۵) در
حیات نبوده اند آرد: مولانا یاری، وزیرزاده
بود ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) در مجالس النفائس ذیل بهشت
هشتم روضهٔ دوم «ذکر احوال و اشعار سلطان
سلیم خان و شعرای معاصر او که تا سنهٔ ۸۲۹
حیات داشته اند» آرد: مولانا یاری، یاری
است که هرگز ازو غباری بر دل یاری ننشسته ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) در مجالس النفایس ذیل بهشت
هشتم روضهٔ دوم «ذکر احوال واشعار سلطان
سلیم خان و شعرای معاصر او که تا سنهٔ ۸۲۹
حیات داشته اند» آرد: در یاری قدم صادق
داشت و همت بریاری یاران یاران خود
میگماشت، و با ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(حامص .) کمک ، مدد.

Arama Ekranı

Site içersinde arama yap.