Hâliyy - حالی

The entry is a dictionary list for the word Hâliyy - حالی
حالی Arapça ve farsça anlamları
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(ع ص) نعت فاعلی از حلی. بحلیه.
متحلی. بزیور آراسته : و این قصیده که...
بدرر تشبیهات حالیست و از معایب خالی.
(لباب الالباب ج ۲ ص ۹۹). بعدل وافر
سلطانی حالی گشت. (جهانگشای جوینی).
جهان به ضیاء و روشنی حالی بود.
(جهانگشای ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(ق) درحال. درساعت. فی الفور.
فوراً. همان دم. دردم :
روستایی زمین چو کرد شیار
گشت عاجز که بود بس ناهار
برد حالی زنش ز خانه بدوش
گرده ای چند و کاسه ای دو سیار.دقیقی.
خربزه پیش وی ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) مولوی الطاف حسین، وطنش
پانی پت، و در شاه جهان آباد نشو و نما یافته،
نکات علوم متعارفه را بخوبی شکافته.
سنجیدگی و فهمیدگی از طبع والایش بر خود
می بالد، و جودت وحدت دست و بازوی ذهن
رسایش میمالد. نظم ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) از شعرای محمد شیبانی خان در
سمرقند بود و چون پادشاه افاضل نواز آن
شهر فتح کرد بدرگاه آمد. رجوع شود به رجال
حبیب السیر ص ۱۹۶. و چون بیشتر شهرت او
به بنایی است، بدان کلمه رجوع شود.
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(اِخ) سید عبداللََّه. اصلش از مدینهٔ
طیبه و مولدش عباس آباد اصفهان، و پدرش
از خُدّام کربلای معلی علی وافدیها الرحمة و
الرضوان. خط نسخ او بر خط ریحان نوخطان
خط نسخ میکشید و در سخن سنجی و
سخن پردازی از اصلاح ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

(ق .) = حالا: 1 - همین که ، به محض این که . 2 - آن گاه ، آن زمان .
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

( ~.) [ ع . ] (اِفا.) آراسته ، مزین ، متحلی .

Arama Ekranı

Site içersinde arama yap.