vahidi - واحدی

The entry is a dictionary list for the word vahidi - واحدی
واحدی Arapça ve farsça anlamları
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ حِ دی ی ] (ص نسبی) منسوب
به واحد.
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ حِ ] (اِخ) یکی از شعرای عثمانی
و فرزند قره داودزاده سلیمان چلبی است. وی
ابتدا تابع طریقهٔ علما بود پس از آن به سیر و
سلوک گرائید و سپس کنج زهد و قناعت را
برگزید. (قاموس الاعلام ترکی ج ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ حِ ] (اِخ) یکی از شعرای ایران.
وی به عهد جلال الدین محمداکبر پادشاه به
هند رسید اما ناکام به وطن خود بازگشت. از
اوست:
کور میخواهم ز گریه دیدهٔ اغیار را
تا نبیند چشم بد دیگر جمال یار را.
*
واحدی تائب و ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ حِ ] (اِخ) (مولانا...) ولد مولانا
معرف مشهدی است و هم ساکن آن دیار. این
مطلع از اوست:
تا ترا طرهٔ عنبر شکنی پیدا شد
دل آوارهٔ ما را وطنی پیدا شد.
(مجالس النفائس چ ۱۳۲۳ ص ۸۳ و ۲۵۸).
و شاید هم ...
Farsça - Farsça sözlük Metni çevir

[ حِ ] (اِخ) (... نیشابوری) علی بن
احمدبن محمدبن علی بن متویه مکنی به
ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن علی بن
احمدبن محمد... و معجم المطبوعات ج ۲ ص
۱۹۰۵ و تاریخ گزیده چ ادوارد براون ص
۸۱۲ و ...

Arama Ekranı

Site içersinde arama yap.